|
یاد داشت های 63 |
یوم الله سوم خرداد مبارک
[ ] [ 7:37 ] [ 63 ]
[ ]
روزی رضاشاه با هیات همراه با ماشین جیپ در حال حرکت به سوی جنوب بوده که
سر راه از یزد رد می شود و میبیند که مردم زیادی در آن جا گرد هم جمع شده
اند. رضا شاه به جلو می رود و از حاضرین می پرسد که چه خبر شده..؟؟ در پاسخ
می گویند که: آخوند فلان مسجد یک دعایی خوانده که کور مادرزاد را شفا داده
است. رضا شاه می گوید: آخوند و فرد شفا یافته را بیاورید تا من هم ببینم.
چند دقیقه پس از آن، آخوند را به همراه یکی… دیگر که لباس دهاتی به تن داشت
و شال سبزی به کمر بسته بود را نزد رضاشاه می برند. رضا شاه رو به شفا
یافته می کنه و میگه: تو واقعن کور بودی…؟؟ یارو میگه: بله اعلا حضرت..
رضاشاه می پرسد: یعنی هیچی نمی دیدی و با عنایت این آخونده بینایی خود را
بدست آوردی..؟ یارو میگه : بله اعلاحضرت رضاشاه میگه: آفرین… آفرین… خب این
شال قرمز رو برای چی به کمرت بستی…؟ یارو میگه: قربان… این شال که قرمز
نیست… این سبز رنگ هست.. بلافاصله رضاشاه شلاق رو بدست میگیره و میفته به
جون اون شفایافته و آخوند و سیاه و کبودشون میکنه و میگه قرسماق کثافت
پوفیوز بی همه چیز… تو دو دقیقه نیست که بینایی بدست آوردی… بگو ببینم فرق »
سبز » و » قرمز » رو از کجا فهمیدی…؟؟؟؟".
[ ] [ 21:53 ] [ 63 ]
[ ]
"کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ، فيلسوف است.
کسی که راست و دروغ برای او يکی است متملق و چاپلوس است.
کسی که پول ميگيرد تا دروغ بگويد دلال است.
کسی که دروغ می گويد تا پول بگيرد گداست.
کسی که پول می گيرد تا راست و دروغ را تشخيص دهد قاضی است.
کسی که پول می گيرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد وکيل است.
کسی که جز راست چيزی نمی گويد بچه است.
کسی که به خودش هم دروغ می گويد متکبر و خود پسند است.
کسی که دروغ خودش را باور می کند ابله است.
کسی که سخنان دروغش شيرين است شاعر است.
کسی که اصلا دروغ نمی گويد مرده است.
کسی که دروغ می گويد و قسم هم می خورد بازاری است.
کسی که دروغ می گويد و خودش هم نمی فهمد پر حرف است.
کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند سياستمدار است.
کسی که مردم سخنان راست او را دروغ می پندارند و به او می خندند ديوانه است.".
[ ] [ 21:51 ] [ 63 ]
[ ]
شما یادتون نمیاد، تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد
مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن… آب بخوریم شما یادتون
نمیاد، شبا
بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت ۱۲سرود ملی و پخش می کرد و قطع می
شد…. سر زد از افق…مهر خاوران ! شما یادتون
نمیاد، قبل
از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم
اعلام می کرد…آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می
کنم.. شما یادتون
نمیاد، تو
نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر
میز. شما یادتون
نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ شما یادتون
نمیاد، ولی
نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد. شما یادتون نمیاد، تو فیلم سازدهنی مرده با دوچرخه
توکوچه ها دور میزدو میخوند:دِریااااااا موجه کا کا.. دِریا موجه. شما یادتون
نمیاد، کاغذ
باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد بعدش هم نمک ید دار اومد که
پیشرفت کرده بود نمک ید دار میداد، تابستونها هم دمپایی پاره میگرفت جوجه های رنگی
میداد. a شما یادتون
نمیاد،
خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی
! شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میذاشتیم رو میز که
تقلب نکنیم. شما یادتون
نمیاد، سریال
آیینه ، دو قسمتی بود اول زن و شوهر ها بد بودند و خیلی دعوا میکردند بعد قسمت دوم
: زندگی شیرین می شود بود و همه قربون صدقه هم می رفتند. یه قسمتی بود که زن و شوهر
ازدواج کرده بودند همه براشون ساعت دیواری اورده بودند. بعد قسمت زندگی شیرین میشود
جواد خدایاری و مهین شهابی برای زوج جوان چایی و قند و شکر بردند همه از حسن سلیقه
این دو نفر انگشت به دهان موندند و ما باید نتیجه میگرفتیم که چایی بهترین هدیه
عروسی می تونه باشه. شما یادتون
نمیاد؛ جمعه
شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم. شما یادتون
نمیاد، پیک
نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن ! شما یادتون
نمیاد، اون
قایق ها رو که توش نفت میریختیم و با یه تیکه پنبه براش فتیله درست میکردیم و بعد
روشنش میکردیم و میگذاشتیمش تو حوض. بعدش هم پت پت صدا میکرد و حرکت میکرد و ما هم
کلی خر کیف میشدیم..!!! شما یادتون
نمیاد، شیشه
های همه خونه ها چسب ضربدری داشت. شما یادتون
نمیاد، زنگ
آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین
نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون . شما یادتون
نمیاد، یک
مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس
بود. شما یادتون
نمیاد، دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟ شما یادتون
نمیاد، ماه
رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست
میگی یا نه ! شما یادتون
نمیاد، که
کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو ! شما یادتون
نمیاد، پاک
کن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که
خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد
! شما یادتون
نمیاد، سر صف
پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم ! شما یادتون
نمیاد، آن
مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی ! شما یادتون
نمیاد، گوشه
پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد
انیمیشن شما یادتون
نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس
از ما عقب تر باشن ! شما یادتون
نمیاد، یه
زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم،
بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس
میکشیدیم و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم) و
بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم ! شما یادتون
نمیاد، با آب
و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست
بشه ! شما یادتون
نمیاد، انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه ! شما یادتون
نمیاد، اون
موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم رو در مینوشتن: آمدیم
نبودید!! شما یادتون
نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر
اینجا خوندیم ! شما یادتون
نمیاد، گل گل
گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم
شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده،
میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه… بالهاشو زود میبنده… روی گلها میشینه… شعر
میخونه، میخنده ! شما یادتون
نمیاد، اون
مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر
ررر صدا میداد ! شما یادتون
نمیاد، بچه
که بودیم می خواستیم بریم حموم باید یک ساعت قبل بخاری تو حموم روشن
میکردیم. شما یادتون
نمیاد، آسیاب
بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم، آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشو،پا نمیشم؛ جوون ننه
جون، پا نمیشم؛… جوونه قفل چمدون،پامیشم..آسیاب تند ترش کن، تندتر تندترش
کن! شما یادتون
نمیاد، اونجا
که الان برج میلاد ساختن، جمعه ها موتورهای کراس میومدن تمرین و نمایش. عشقمون این
بود که بریم اونا رو ببینیم. راستی چی شدن اینا شما یادتون
نمیاد، چرخ
فلکی که چرخو فلکش رو میاورد ۴ تا جا بیشتر نداشت و با دست
میچرخوندش. شما یادتون
نمیاد، …تا
پلیس میدیدم صدای ضبط ماشین رو کم میکردیم! شما یادتون
نمیاد، که چه
حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت
را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی
یادم می یاد گریم می گیره. شما یادتون
نمیاد، انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم: بر
پاااا….بر جاااا…. کی غایبه؟ مرجاااان…دروغ نگو من اینجااام… شما یادتون
نمیاد، چقدر
زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر. شما یادتون
نمیاد، توی
سریال در پناه تو وقتی بابای مریم سیلی آبداری زد به رامین چقدر خوشحال
شدیم! شما یادتون
نمیاد، بازی
اسم فامیل. میوه:ریواس. غذا:ریواس پلو…..! شما یادتون
نمیاد، دبستان که بودیم معلم بهداشت یه ساعتایی می اومد با مدادامون لای
موهامونو نگاه می کرد. شما یادتون
نمیاد، این
آواز مُد شده بود پسرا تو کوچه میخوندن: آآآآآی نسیم سحری صبر کن، مارا با خود ببر
از کوچه ها،آآآی… شما یادتون
نمیاد، مراد
برقی عاشق محبوبه بود، وقتی سریال مراد برقی شروع میشد پرنده تو خیابونها پر
نمیزد. چه شیطونی هایی می کردیم یادش به خیر یاد
کودکی…….و همه بچه های اون موقع…. یاد اون روزا بخیر
یادش بخیر................ ):
[ ] [ 23:44 ] [ 63 ]
[ ]
سالروز برافراشته شدن پرچم ذلت پاره شدن کون ملت خواهر و برادر شدن بی علت به باد رفتن عزت وشوکت رسیدن به قله خفت و آغاز حکومت وحشت 22 بهمن بر ما ملت بی غیزت مبارک باد
[ ] [ 9:15 ] [ 63 ]
[ ]
جهان سوم آنجایی نیست که برای دو ساعت قطع برق وزیر نیروش استعفا میده0کره جنوبی) اونجایی که بعد از دو ساعت بی برقی ،صل.ات میفرستن
[ ] [ 9:13 ] [ 63 ]
[ ]
اگه شبا خوابتون نمیبره نگران نباشید از فقر و بیکاری و گرانی وسکه ودلار و اختلاس و دروغ گفتن به مردم نیست شما دچار بیداریاسلامی شده اید
[ ] [ 9:11 ] [ 63 ]
[ ]
آخوند های خندانیم ما دزد های ایرانیم ما کشور ایران را ارث پدر میدانیم ما باید دانا باشیم هشیار و بینا باشیم در دزدی از بیت المال باید توانا باشیم آباد با ای لینان آزاد باید ای افغان از بهر حفظ ملا ویران کنید ایران فراز هایی از درس خارج سال اول حوزه
[ ] [ 9:9 ] [ 63 ]
[ ]
گلاب به رویتان این مطلب کاملا علمی
است
اگر
تا
بحال
در
باره گوز و چس مطلب علمی نخوانده ايد, اين نوشتار را حتما
بخوانيد
منبع
گوز
1.
هواي
بلعيده شده هنگام خوردن و
نوشيدن
2.
گاز
حاصل ازواکنشهاي شيميايي روده
3.
وگاز توليدي در اثر فعاليتهاي
باکتريهاي
4.
گاز
جذب شده از خون توسط ديواره
روده
ساختار
گوز
ساختار دقيق گوز
در افراد مختلف و در اوقات مختلف بر مبناي غذاي فرد متفاوت
است.
قسمت اعظم هواي بلعيده شده
اکسيژن است که قبل از رسيدن به روده جذب بدن مي
شود و
فقط نيتروژن باقي مي ماند.
بقيه
هم شامل دي اکسيد کربن، هيدروژن و متان است.
هر چه باد بيشتر در روده نگه
داشته
شود، ميزان نيتروژن آن بيشتر مي شود چون بقيه
امکان جذب
دوباره به بدن را دارند.
در ضمن افراد عصبي و عجول اکسيژن بيشتري در روده دارند
و گوزوتر
هستن
بوي
گوز
بوي حاصل از گوز بيشتر به خاطر
ترکيبات گوگردي مثل سولفيد هيدروژن است.
غذاهايي
چون کلم، تخم مرغ و گوشت بوزا هستند.
لوبيا بطور اخص بوي شديد
ندارد ولي حجم گاز را خيلي زياد مي کند
صداي
گوز
صداي گوز حاصل ارتعاشات دهانه مقعد
هنگام خروج گاز است..
نوع و شدت صدا بستگي به شتاب گاز و تنگي
ماهيچه اسفنکتر مقعد دارد
چرا چُس گرم و
کم صدا است در حاليکه گوز پرصدا و کم بو
است؟
گوز بيشتر حاصل بلعيدن
هواست
و
حجيم است. براي همين
هم صداي بيشتري دارد
در
حاليکه چس
حاصل
فعاليتهاي باکتريهاي روده است
که گازهاي
گوگردي توليد مي کنند
و
در اثر اين واکنشها حرارت هم ايجاد مي شود
ولي اين گازها کم حجم ترهستند
و
به همين دليل کم
صداترند.
يک فرد عادي در
روز چقدر مي گوزد؟
به طور
متوسط، هر
فرد روزانه نيم
ليتر گوز توليد مي کند و
14 مرتبه در روز
مي گوزد
.
آيا ممکن است
کسي اصلا نگوزد؟
خیر،
همه مي گوزند.
حتي
مرده ها تا
چند ساعت پس از مرگ
ممکن است بگوزند (
بخاطر گازهاي جمع شده در روده قبل از
مرگ)
آيا مردها
بيشتر از زنها مي گوزند؟
خير! تفاوت
در ميزان گوز
بستگي به جنسيت
ندارد
و
بيشتر مربوط به عادات
غذاخوردن و
بلعيدن
هوا و ژنتيک است.... اما مردها
آزادانه تر از زنها مي گوزند و زنها در اين مورد
بخاطر قواعد اجتماعي بيشتر خودداري و مخفي
کاري مي کنند
.
احتمال گوزيدن
در چه وقت از روز بيشتر است؟
صبح اول
وقت بعد از
بيداري
.
چرا حبوبات گاز
توليد مي کنند؟
حبوبات حاوي چند نوع قند هستند که
براي انسان قابل هضم نيست و وقتي اين قندها
به روده
مي رسد،
باکتريهاي روده جشن مي گيرند و حسابي گاز توليد مي
کنند.
بقيه غذاهاي گاز ساز عبارتند از: فلفل دلمه
اي،
کلم سنگ، کلم پيچ، شير، نان، تخم مرغ، آبجو، و
کشمش.
پچه کارهاي ديگري باعث توليد گاز مي
شود؟
بلعيدن تند غذا و آب (درمان:
جويدن با دهان بسته و آرام غذا خوردن)، آدامس
جويدن،
سيگار،
ليسک و آب نبات، نوشابه هاي
گازدار، صعود در هواپيما (بخاطر افت فشار) و عصبي
بودن.
آيا نگه داشتن
گوز ضرر دارد؟
در اين
مورد نظرات متفاوت است. قديمي ها معتقد بودند که ضرر دارد. کلاديوس، امپراطور
روم،
به خاطر حفظ
سلامت عمومي، گوزيدن در جشنهاي دربار را آزاد کرده
بود.. اما
دکترهاي امروزي مي گويند که خودداري
ضرري ندارد.
فقط فشار گاز ممکن است باعث دل درد
شود. بعضي دکترها هم اعتقاد دارند که خودداري مداوم
در دراز مدت باعث گشادي و ورم
مزمن ديواره روده مي شود
.
تا چه مدت مي
شود گوز نداد؟
گوز
به محض اينکه فرصت پيدا کند و ماهيچه تان را شل کنيد فرار مي
کند.. حتي
اگر تمام
روز هم خودتان را کنترل کنيد، بعد از خواب رها مي
شود.
باور نداريد يک شب در پروازهاي طولانی در
هواپيما نخوابيد و به دقت گوش کنيد ببينيد چه مي
شنويد
[ ] [ 23:49 ] [ 63 ]
[ ]
زنده بمون!
شب ها زود بخواب. صبح ها زودتر بیدار شو. ..
نرمش کن. بدو. کم غذا بخور.
زیر بارون راه برو. گلوله برفی درست کن.
هر چند وقت یک بار نقاشی بکش.
در حمام آواز بخوان و کمی آب بازی کن.
سفید بپوش.
آب نبات چوبی لیس بزن.
بستنی قیفی بخور.
به کوچکتر ها سلام کن.
شعر بخون. نامه ی کوتاه بنویس.
زیر جمله های خوبی که تو کتاب ها هست خط بکش.
به دوست های قدیمیت تلفن بزن.
شنا کن.
هفت تا سنگ تو آب بنداز و هفت تا آرزو بکن.
خواب ببین.
چای بخور و برای دیگران چای دم کن.
جوراب های رنگی بپوش.
مادرت رو بغل کن. مادرت رو ببوس.
به پدرت احترام بذار و حرفاش رو گوش کن.
دنبال بازی کن. اگر نشد وسطی بازی کن.
به برگ درخت ها دقت کن. به بال پروانه ها دقت کن.
قاصدک ها رو بگیر و فوت کن. خواب ببین.
از خواب های بد بپر و آب بخور.
به باغ وحش برو. چرخ و فلک سوار شو. پشمک بخور.
کوه برو. هرجا خسته شدی یک کم دیگه هم ادامه بده.
خواب هات رو تعریف نکن. خواب هات رو بنویس
بخند. چشم هات رو روی هم بگذار.
شیرینی بخر.
با بچه ها توپ بازی کن.
برای خودت برنامه بریز.
قبل از خواب موهات رو شانه کن.
به سر خودت دستی بکش.
خودت رو دوست داشته باش. برای خودت دعا کن!
برای خودت دعا کن که آرام باشی.
وقتی توفان می آید، تو همچنان آرام باشی.
تا توفان از آرامش تو آرام بگیرد.
برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛
آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمون کنار بروند و خورشید دوباره بتابد.
برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی. بتوانی هم صحبتش باشی و صبح ها برایش نان تازه بگیری.
برای خودت دعا کن که سر سفره ی خورشید بنشینی و چای آسمانی بنوشی.
برای خودت دعا کن تا همه ی شب هایت ماه داشته باشد؛
چون در تاریکی محض راه رفتن خیلی خطرناک است.
ماه چراغ کوچکی است که روشن شده تا جلوی پایت را ببینی.
برای خودت دعا کن تا همیشه جلوی پایت را ببینی؛ آخه راهی را که باید بروی خیلی طولانی است.
خیلی چاله چوله دارد؛ دام های زیادی در آن پهن شده است و باریکه های خطرناکی دارد؛
پر از گردنه های حیران و سنگلاخ های برف گیر است.
برای خودت دعا کن تا پاهایت خسته نشوند و بتوانی راه بیایی.
چون هر جای راه بایستی مرده ای و مرگی که شکل نفس نکشیدن به سراغ آدم بیاید، خیلی دردناک است.
هیچ وقت خودت را به مردن نزن!
برای خودت دعا کن که زنده بمانی. زنده ماندن چند راه حل ساده دارد!
برای اینکه زنده بمانی نباید بگذاری که هیچ وقت بیشتر از اندازه ای که نیاز داری بخوابی.
باید همیشه با خدا در تماس باشی تا به تو بیداری بدهد.
بیداری هایی آمیخته با روشنایی، صدا، نور، حرکت.
تو باید از خداوند شادمانی طلب کنی. همیشه سهمت را بخواه
و بیشتر از آن چه که به تو شادمانی ارزانی می شود در دنیا شادمانی بیافرین تا دیگران هم سهمشان را بگیرند.
برای اینکه زنده بمانی باید درست نفس بکشی و نگذاری هیچ چیز ی سینه ات را آلوده کند.
برای اینکه زنده بمانی باید حواست به قلبت باشد.
هرچند وقت یکبار قلبت را به فرشته ها نشان بده و از آنها بخواه قلبت را معاینه کنند.
دریچه هایش را، ورودی ها و خروجی هایش را و ببینند به اندازه ی کافی ذخیره شادمانی در قلبت داری یا نه!!
اگر ذخیره ی شادمانی هایت دارد تمام می شود باید بروی پشت پنجره و به آسمان نگاه کنی. به آسمان نگاه کن تا خداوند از آنجا رد بشود؛
آن وقت صدایش کن؛
به نام صدایش کن؛
او حتماً برمی گردد و به تو نگاه می کند و از تو میپرسد که چه می خواهی؟؟!
تو صریح و ساده و رک بگو.
هر چیزی که می خواهی از خدا بخواه. خدا هیچ چیز خوبی را از تو دریغ نمی کند.
شادمان باش. او به تو زندگی بخشیده است و کمکت می کند که زنده بمانی. از او کمک بگیر.
از او بخواه به تو نفس، پشمک، چرخ و فلک، قدم زدن، کوه، سنگ، دریا، شعر، درخت... تاب، بستنی، سجاده، اشک، حوض، شنا، راه، توپ، دوچرخه، دست، آلبالو، لبخند، دویدن و ... عشق... بدهد.
آن وقت قدر همه ی اینها را بدان و آن قدر زندگیت را ادامه بده که زندگی از این که تو زنده هستی به خودش ببالد!!
دیگران را فراموش نکن
[ ] [ 10:11 ] [ 63 ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |